اتاقی که به کارگاه امید تغییر نام داد
۱۳۹۴/۱۰/۱۳
مرکز گلبرگ کرج / تجهیز کارگاه طرح هما
 
اتاقی برای تماشای تلویزیون وبرگزاری جلسات با والدین وگاها به عنوان غذاخوری برای پرسنل در مرکز گلبرگ وجود داشت، اتاقی که اغلب ساعتها درش بسته بوذ وبرای بچه های مرکز اتاقی مبهم بود.
طرح هما مطرح شد ومدیریت محترم مرکز سرکار خانم رحیم بیگی تمام  حمایت خود را از این طرح اعلام کرد، بوی رنگ در اتاق مبهم پیچید بوم های سفید وقلموهای ساده مهمان اتاق شدند، سه پایه به اتاق امد ویک گوشه دنجی برای میهمانان ویژه اتاق اماده شد. 
اولین مهمان دعوت شده مهدی بود، اتیسم دوست همیشگی اوست، مهدی با اتیسم خود وارد اتاق شد، قلم به دست گرفت وبر روی صفحه سفید بوم قلم را رقصاند، قاصدها نقش بستند ودر باد به پرواز درامدند، قاصدهای خوش خبر، چشم های پر از سوال پرسنل گلبرگ را امیدوار به ادامه مسیر کردند، صابر دومین مهمان ویژه اتاق بود و قایقش را به سمت غروب فرستاد تا طلوعی پر از انگیزه را برای ما نوید دهد، مهمان بعدی علیرضا با انتخاب دشت وتک درخت شاید خواست تنهایی خودش رابه ما یاد اور شود، دستانش میلرزید اما با تمام قدرتی که در وجود خود داشت،تابلوی خود را تمام کرد وهمه رابه تحسین وا داشت ومهمان کوچک ما افشین اسمان پر ستاره را برای ما نقش بست. 
مهمانان ما توانستند مارا غافلگیر کنند ونشان دهند که چه توانایی هایی دارند، توانایی هایی که شاید ما انتظارش را نداشتیم... یک ماه این اتاق با مهمانان خود، مهمان طرح هما شدند واتاق مبهم ما تبدیل شد به کارگاهی شد که خیلی از بچه ها داوطلب ورود ان شدند، دیگر در ان اتاق باز است وبوی معجزه گر رنگ در ان پیچیده است.اتاقی که به کارگاه امید تغییر نام داد، ومحلی برای پرواز کودکان ما شد.. انها به دلهای ما گرمی خورشید را هدیه دادند، به قدری گرم که با خود زمزمه کردیم...... 
گر در سرت هوای وصال است حافظ
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
 
چاپ مطلب
دیدگاه ها

شما هم می ‌توانید در مورد این مطلب نظر دهید